جملات زیبا ( مازنی ریکا )

جملات زیبا با تصاویر آرام بخش - جملات تاثیر گذار- بهترین جملات جهان

اسارت زندگی
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ۸:۱٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٤/۱٥
 

ماندن
به پایِ کسی کـه دوستَش داری
قَشنگترین،
اسارت زندگی است...!

حسین پناهی

حقیقت نوشت

گنهکارى گنه کرد و پشیمان شد ز کردارش

گنهکار پشیمان را نبخشیدن ، گنه باشد . . .


 
 
باز نیستیم...
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ۸:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/۸/٧
 

نیـستیـم 

به دنیا می آییم، عکس ِ یک نفره می گیریم

بزرگ می شویم، عکس ِ دو نفره می گیریم

پیر می شویم، عکس ِ یک نفره می گیریم

و بعد دوباره باز نیستیم

حسین پناهی

ضرب المثل نوشت

اگر دلِ چوپان بخواهد، از بز نر شیر می دوشد


 
 
من فقط دوستش داشتم!
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ٩:٢٧ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۱۱/٢٦
 

اکبر عبدی همبازی مرحوم حسین پناهی، خاطره-ای از همکار سابقش می-گوید که خواندن آن خالی از لطف نیست.
اکبرعبدی می-گوید:
«یک روز سر سریال بودیم.
هوا هم خیلی سرد بود.
از ماشین پیاده شد بدون کاپشن.
گفتم: حسین این جوری اومدی از خانه بیرون؟ نگفتی سرما می-خوری؟!
گفت: کاپشن قشنگی بود نه؟
گفتم: آره.
گفت: من هم خیلی دوستش داشتم ولی سرراه یکی را دیدم که اون هم دوستش داشت و هم احتیاجش داشت.
من فقط دوستش داشتم!



 
 
شکستند مرا ....
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ۸:٥٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱۸
 
صد بار به چوب عشق بستند مرا
از خویش غریبانه گسستند مرا
گفتند همیشه بی ریا باید زیست
آئینه شدم باز شکستند مرا ...........
..عیب کسان منگر و احسان خویش
دیده فرو بر به گریبان خویش
آینه روزی که بگیری به دست
خود شکن آن روز مشو خودپرست...
«حکیم نظامی گنجوی»

 
 
فراموش نشد
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ۳:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۱٠
 

غریبه بود اشنا شد …
عادت شد …
عشق شد …
هستی شد …
روزگار شد …
…خسته شد…
بی وفا شد …
دور شد…
بی گانه شد …

فراموش نشد

 


 
 
عشق ،اشک
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ۱:٥۸ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٩
 

برای خریدن عشق، هرکس هرچه داشت آورد،دیوانه چون هیچ نداشت وگریست(گمان کردندچون هیچ ندارد میگرید)اماهیچکس ندانست که قیمت عشق ،اشک است

 


 
 
ما از درون زنگ زدیم
نویسنده مـحمد مـهدی : - ساعت ٦:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢
 
مرحوم حسین پناهی هنر پیشه فقید میگفت بعد از مرگم مردم مرا خواهند شناخت !!!!!!


از آجیل سفره عید چند پسته لال مانده است
آنها که لب گشودند ، خورده شدند
آنها که لال مانده اند ، می شکنند
دندانساز راست می گفت
پسته لال ، سکوت دندان شکن است

*****************

من تعجب میکنم که چطور در روز روشن دو ئیدروژن با یک اکسیژن
ترکیب می شوند و آب از آب تکان نمیخورد !

****************

بهزیستی نوشته بود :
شیر مادر ، مهر مادر ، جانشین ندارد
شیر مادر نخورده ، مهر مادر پرداخت شد
پدر یک گاو خرید و من بزرگ شدم
اما هیچ کس حقیقت مرا نشناخت جز معلم ریاضی عزیزم
که همیشه میگفت : گوساله ، بتمرگ !!!!؟؟؟؟

**************

با اجازه محیط زیست در دریا دکل می کاریم
ماهی ها به جهنم ! کندوها پر از قیر شده اند
زنبورهای کارگر به عسلویه رفته اند ، چه سعادتی !
داریوش به پارس می نازید ، ما به پارس جنوبی !

*************

رخش ، گاری کشی میکند
رستم ، کنار پیاده رو سیگار میفروشد
سهراب ته جوب به خود میپیچد
مردان خیابانی برای تهمینه بوق میزنند
ابولقاسم ، برای شبکه سه سریال جنگی می سازد
وای...................
موریانه ها به آخر شاهنامه رسیده اند !!

************

صفر را بستند
تا ما به بیرون زنگ نزنیم
از شما چه پنهان
ما از درون زنگ زدیم
این جهانی که همش مضحکه و تکراره
تکه تکه شدن دل چه تماشا داره